العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )
193
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )
گروه دوم [ كه گفتهاند : عوض بر عهدهء حيوانى است كه درد را وارد ساخته است ] به اين سخن معصوم عليه السّلام تمسك جستهاند كه : خداى متعال [ وقتى حيوان شاخدار بر حيوان بدون شاخ آسيبى وارد مىسازد ] حق حيوان بىشاخ را از حيوان شاخدار مىگيرد . كسانى كه عوض را [ در اين فرض ] مطلقا نفى كردهاند [ - قول سوم ] به اين سخن معصوم استناد كردهاند كه : زخم [ وارد شده از سوى ] حيوان زبانبسته هدر است . قاضى [ براى اثبات نظر خود ] چنين استدلال كرده است : صرف مسلّط ساختن شخص بر ديگرى مقتضى آن نيست كه عوض از فاعل به كسى كه او را مسلّط ساخته منتقل شود ، و گرنه [ وقتى يك نفر ، ديگرى را با شمشير به قتل مىرساند ] ، بايد عوض قتل بر عهدهء سازندهء شمشير باشد ، [ زيرا اگر او شمشير نساخته بود ، قاتل مسلّط بر قتل نمىشد ] ، بر خلاف الجاء و وادار ساختن كه اقتضا دارد فعل در حقيقت به شخص واداركننده استناد داده شود [ و كار او به شمار آيد نه كار كسى كه با قهر و جبر او آن را انجام داده است . ] و به همين دليل است كه نكوهش كردن شخص واداركننده نيكوست نه كسى كه وادار بر انجام آن جنايت شده است . و نيز استدلال كرده كه اگر [ وقتى درندهاى انسانى را مىدرد ] عوض آن بر خداوند باشد منع كردن آن درنده از خوردن آن انسان نيكو نخواهد بود . [ زيرا مقتضاى معاوضه آن است كه حيوان را آزاد گذاريم كه هرچه مىخواهد با شكار خود بكند . ] پاسخ استدلال نخست « 1 » آن است كه حديث ياد شده دلالت ندارد بر اينكه گرفتن حق حيوان بدون شاخ [ كه حيوان شاخدار به او آسيب رسانده ] به اين صورت باشد كه عوضهاى حيوان شاخدار به او منتقل گردد . اين روايت با اين معنا
--> ( 1 ) - استدلال نخست براى قول دوم و استدلال دوم براى قول سوم است و استدلال سوم و چهار هر دو براى قول چهارم مىباشد .